تبلیغات
یکی از تاجران بزرگ که روغن شترمرغ و روغن مورچه تجارت می کرد  در یکی از سفرهایش که از کشور یمن می گذشت گرفتار راهزنها شد  و راهزنها روغن شترمرغ ها و روغن مورچه ها را غارت و تاجر را اسیر کردند  .آنها قصد داشتند تاجر را به آدم خورها بفروشند.رئیس راهزن ها دو دختر داشت  که یکی کچل ودیگری بسیار پرمو بودندو هیچ کس نتوانسته بود آنها را خوب کند  .فکری به سر تاجر اومد.اوباید خود را نجات می داد.به رئیس راهزنها پیشنهاد داد  که اگر او را نکشد دخترانش را خوب می کند.اوبه دختری که کچل بود روغن شترمرغ داد  و به دختر دیگر روغن مورچه داد تا موهای زائد ازبین بروند وبا این کار جان خود را نجات داد.  نتیجه:روغن مورچه و روغن شترمرغ همراه داشته باشید تا جان خود را نجات دهید